الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
184
إحياء علوم الدين ( فارسى )
مىافتيد چنان كه پروانه و من بندگاه ازارهاى شما گرفتهام . و حظ بيشتر ايشان در حفظ فرزندان ايشان بود از مهالك ، چه ايشان را جز براى آن نفرستاده بودند . و در مال حظى نداشتند ، مگر بر اندازهء چيزى كه قوت و جامه به آن بخرند . پس لا جرم بر قدر قوت اقتصار نمودند و فاضل را نگاه نداشتند ، بلكه نفقة كردند ، چه نفقة كردن ترياق است ، و نگاه داشتن زهر . و اگر در كسب مال بر مردمان گشاده شود و در آن ترغيب رود ، هر آينه به زهر نگاه داشتن مايل شوند ، و از ترياق نفقة كردن روى بگردانند . پس بدين واسطه در تقبيح مال مبالغت رفت . و مراد به تقبيح نگاه داشتن آن است ، و حرص بر آن ، و بسيار جمع كردن ، و در نعمت توسّع نمودن بدانچه سوى دنيا و لذتهاى آن ميل واجب كند . و اما به قدر كفايت گرفتن ، و فاضل در خيرات صرف كردن نكوهيده نيست . و حق هر مسافرى آن باشد كه در سفر جز به اندازهء توشه برندارد ، چون عزمش مصمم باشد كه بدان مخصوص بود « 229 » . اما اگر نفسى [ 135 ] مسامحت نمايد به طعام دادن و فراخ گردانيدن توشه بر رفيقان ، در بسيار برداشتن باكى نباشد . و قول پيغامبر - عليه الصلاة و السلام : ليكن بلاغ أحدكم من الدّنيا كزاد الرّاكب ، اى ، بايد كه بلغه « 230 » يكى از شما از دنيا چون توشهء اشتر سوار باشد ، معنيش آن است كه براى خاصه نفس خود را . و الا از جملهء راويان اين حديث و كار كنندگان بر آن ، كس بود كه صد هزار درم در يك موضع برداشتى و هم در آن موضع آن را تفرقه كردى و حبّهاى از آن نگاه نداشتى ، و چون پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - گفت : توانگران در بهشت به سختى روند ، عبد الرحمن بن عوف از وى دستورى خواست كه از كل آن چه دارد بيرون آيد ، و پيغامبر - عليه السلام - او را دستورى فرمود ، پس جبرئيل - عليه السلام - فرود آمد و گفت : بفرماى او را تا مسكين را طعام دهد و برهنه را بپوشاند و ميهمان را دعوت كند . پس نعمتهاى دنيا مشوب است ، درد آن به دارو و سود آن به زيان ، و مرجوّ آن به مخوف آميخته است . پس هر كه به بصيرت و كمال معرفت خود واثق باشد ، او را روا كه بدان نزديك شود ، با آن چه از درد آن احتراز كند و داروى آن بيرون آرد . و الا از آن دور بايد بود و از موضع خطر ببايد گريخت ، چه در حق ايشان هيچ چيزى برابر سلامت نباشد ، و ايشان همهء خلقاند مگر كسى كه حق تعالى او را نگاه داشته است و راه نموده . سؤال معنى نعمتهاى توفيقي كه رجوع آن به هدايت و رشد و تسديد و تأييد است چيست ؟ جواب بدان كه از توفيق هيچ كس مستغنى نباشد . و آن عبارت است از تأليف و تلفيق ميان ارادت بنده و ميان قضا و قدر خداى . و اين خير و شر و سعادت و شقاوت را شامل باشد ، و ليكن به
--> ( 229 ) ديگرى در او مشاركت نكند ( زبيدى ) . ( 230 ) بلغه ، قوت يك روزه .